X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 13 تیر‌ماه سال 1382
به سراغ من نیایید!

به سراغ من .اگر می آیی..همان بهتر که نیایی..
  آن ظرف چینی شکسته..آن بشقاب های نشسته..ته سیگار های روی فرش..و تنهایی سالیانم را..به گردنت خواهم انداخت..
به سراغ تنهاییم اگر میایی..همان بهتر که نیایی.
  آن شعر ها که میگفتم..داستان ها که مینوشتم..نفمه ها که میسرودم..همه از تنهاییم بود.ناتوانیم را نیز..به گردنت خواهم انداخت.
پیش از آنکه تو بیایی..در گلستانه چه بوی علفی میامد.
مرا ببخش..که چمدانم فقط وسعت  تنهایی مرا جا دارد.
من در این آبادی پی خوابی بودم،در خوابم..پی لبخندی
  نه اینکه لبخندی خوابم را از من بگیرد!
ولی تو اینجایی.وه .که چه نرم و آهسته آمدی!..آمدی بی آنکه من بفهمم.تا تو نبودی،زندگی میکردم!
سیب هایم را خوردی.دیگر سیب نیست،بجایش مهربانی است!با مهربانیت،چینی نازک تنهاییم را شکستی..و خودت را در چمدانم جا کردی!
ولی اینبار..من میروم..و تو بمان..با چینی نازک تنهاییم..چمدانم..و آنها که به گردنت انداختم!
.........................................
یکی از دوستان و استادان گرانقدر ما..آقای مرتضی پاریزی هستند .ایشون..چند وقت پیش بلاگشون رو پاک کردند.و ما هم لینکشون رو نذاشتیم.
ولی گویا رندان..به قول خودشون..شعر رو رها کردند و شاعر رو دزدیدند!
بهر حال آدرس جدید کتیبه زخم اینست .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 144069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها