X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1383
ازین دست...

روز گار غریبیست نازنین

دوبار خوردیم و شدیم

خیلی شدیم

از دست کندیم

نمی فهمیم چی میگیم

نمیگیم چیزی که بشه فهمید

ما

پاک تابلوییم

حالا فهمیدم کی بود که نصف شب به پلیس ها شعر میداد

اون اشکان بود

آدم ریدیفیه

 ولی حیف که عرق نمیخوره.ولی اگه میخورد که پلیسا میگرفتنش.

.اون به پلیسا شعر تعارف میکرد

اونا هم چون شعراش شیرین  و دل نشین بود

 یه مصراع ویک قافیه.

...یک بند ب میداشتند

شاید واسه همین چاق شدند.واسه همینه که پلیسا چاقن.

چون بند بند از شعر اشکان برداشتند

چون شعراش شیرین  و دل نشین بود


مارو بگو که چی فکر میکردیم

سر و کارمون با دیوونه ها افتاده

با خودمون

چند وقته سر و کارم با خودم افتاده

دهنم صاف شده

این خودم حتی از خود عزراییلم بد تره

تازه کی میگه عزراییل بده؟
اونی که حرفاشو قبول داشتم میگفت

مردم از مرگ میترسن

ولی به نظر من مردم باید از احمقا بترسن

و احمقا هم باید از مردم بترسن

سرم میخاره

چشمم هم

کس نخارد چشم من جز ناخن پر پشم من

ولی ناخون من دیگه پشمی نداره

مثل آدمایی که

کف دستشون از کرگی مو نداره

امین تو اون اتاق خوابه

 و من توی حا بیدار

بجای حال نوشتم حا

میگن حا کن ببیینم دهنت بوی چی میده؟؟
چون شعراش شیرین  و دل نشین بود
این کی بورد مست کرده

روزگازیست وقعا

نمیدونم کی میخوام ازین عادت بد و مسخره دست بردارم

در واقع این کار بد کی میخواد ار من مسخره دست برداره

من خودم دارم اینا رو تایپ میکنم.ولی
امرور علیرضا میگفت مارسل پروست یه تاشین محریر داشته

و یه نفرکه براش محریر تیکرد.با همونم گی بودن و کار بد بدی میکردن.

 شما باس مست باشید تا بفهمین چی میگم

فقد تورو جون عمه سکینه به دخترا اعتماد نکنین

و خودتونو مثل امین همخونه من دست کم نگیرین

درضمن اگه توی کویر میرین....خیلی بیکارین

چون گنجل بهتر از کویره.

همونطوری که میگن خدا بهتر از شیطونه

و این خالی بندی و دروغ بزرگیه.من اینجا این قضیه رو رد میکنم.

مثل همونه که میگن هرکی عرق بخوره میره جهنم

ما که کلی عرق خوردیم و نرفتیم.این همه آدم عرق خورم دیدم که جهنم که هیچی تا کلانتری هم نرفتن.نکنه کلانتری جهنمه؟ما که یبار رفتیم کلانتری...با اینکه میترسیدیم کلی خندیدم.میگن تو جهنم هم کلی میترسی..ولی همش میخندی.

در دلم باغبیست که از خوا ب اسبها سبز تر است

توش پر از بچه چاقاله

من دلم تورو نمیخواد.
علیرضا شجاع رفت

کجا میری

مسافر

درنگی

پوری دیوس قرار شد بما زنگ بزنه نزد

پوریا  بمن زنگ بزن


تا دو سه بیدارم.
چاکرتیم.
پیرمرد

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 143999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها