X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1383
و سلامی و علیکی و ...

و سلامی و علیکی و مطلبی که میخواهم بنویسم و تلفن زنگ زد و نگذاشت بنویسم و دوستم بود و کاغذی که بر آن آدرسی بود را جاگذاشته بود و آدرس را به او گفتم و خداحافظی کرد و رفت.

و حالا منم و همسایه ای که از داخل تراس خانه شان صدا می آید و امروز ظهر قرمه سبزی نذری پختند و به ما سه ظرف دادند و ما خودمان غذا داشتیم و غذا ها ماند و نخوردیم  و چند روز دیگر که تنها شدم خواهم خورد.

و اکنون منم ..در آغاز فصل گرم .. و سیبی که گاز زدم و ضبطی که در آن موسیقی زار میخوانند و سیرابی که دیروز خوردم و امروز نمیتوانم بخورم و خانه ای که تا نیم ساعت پیش پر از آدم بود و اکنون من در آن تنها ام و آدمی در خانه نیست و منی که میروم  و ضبط را خاموش میکنم.

و باز منم که از کسی خبری ندارم و از دوستانم بی خبرم و  دوستانم از من بی خبرند و نشعه مدرن که وبلاگ مینویسد و داستان مینویسد و من داستانش را نخواندم و من که میخواهم ازینجا به سایت او بروم و...رفتم و دیدم و عجب نشعه است این تابوت که من هیچی از حرفهایش را نمیفهمم  و هرکی من و مردم حرفهایش را نفهمیم گویا روشنفکر است و خارجیها همه روشن فکرند  و آنها منافقین هستند که کوردل و تاریک فکرند و  ساقی هم  چنین است اگر چلچراغ میخونش روشن نمونه و زنده نباشد تا من زیر سایش بمانم

ساقی و مچی و رونی و ک..  و کمری و دستی و سینه و گردنی و سری دارم و با اینها دارم زندگی میکنن و اینها هم دارن با من زندگی میکنن و دوتا گوش هم دارم که حالشون از داد و بیداد این همسایه داره بهم میخوره و دلشون میخواست کر بودن و نمیشنیدند و جیغ و داد فریاد همسایه چرند است  و من میروم که در را ببندم.

 و حالا که همه رفتند من لخت شدم و پیرهنم را در آوردم و سیبم را باز گاز زدم و حالی بردم و نشستم اینجا.و از قدیم گفتند که سیب میوه بهشت است و هرکی نداند زشت است و من که میدانم خوشگلم و دختر ها که نمیدانند من این را میدانم فکر میکنند من خوشگل نیستم.

و مطلبی که بلند میشود و کسی حوصله خواندن ندارد و من حوصله نوشتن دارم و من مینویسم و کسی نمیخواند و من به او حق نخواندم میدهم همانگونه که به خودم حق نوشتن دادم...و من که میخواهم پینک فلوید را گوش کنم و آسمان را سوار بر ابرهای خیال سوار شوم واز روی آنها بر پیکر گلی بشاشم و  به همه بگویم به درون کون من بروید و قاه قاه بخدنم.

ومن دلم میخواهد بدانم واقعا چه خبر است و محمود دولت آبادی گفته است واقعا خبری نیست و اگر هست شما فکر کنید نیست. و اگر در این دنیا به فاک رفتید بگویید نرفتیم و اگر دهنتان صاف شد بگویید نشد و اگر کسی گفت که شد به او بگویید خفه شو .

و اگر خفه نشد بهتر چون خفه کردن وخفه شدن زحمت و دردسر بسیار دارد و  من که چند بار خفه شدم میدانم که چندارن کار ساده ای نیست و قدر  متیقن آن اینست که انسان بعد از خفه شدن میمیرد و من نمردم و کلاه سر خودم گذاشتم و گروه پینک فلوید دارند برایم میخوانند و من از راجر عوضی متشکرم که مغز مرا  با موسیقی هایش که همچو نوشته های بورخس میماند به فاک میدهد.

و من حوصله ندارم خداحافظی کنم و این مطلب همینجا تمام شد.

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 144069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها