X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1383
مشغول جدید
به دلایلی که من خودمم نمیدونم داستان این مطلبو حذف کردم.شاید چون توی دنیا هیچ چیز از چیز دیگه مهمتر نیست
و مسئله کثافت دیگه اینکه وحید محمودیان کثافت یه شعر کثافت داشت
که چون اونو با یه برنامه کثافت روی کامپیوتر کثافتش نوشته بود باز نمیشد و من کثافت رو اذیت میکرد.بلاخره تونستم اونو باز کنم و بجای داستان کثافت  مشغول بزارمش توی وبلاگ کثافتم.

در ضمن mp3 این موسیقی که داره پخش میشه یعنی ابراهیم منصفی رو همین وحید کثافت به من داده.این هم آیدی کثافت یاهوشه و  میتونید به خود کثافتش پی ام بدین.معنی آیدی کثافتش هم یعنی چرک و کبره که سر آرنج و زانو میبنده. 
اسم کثافت شعر کثافتشو هم نفهمیدم چیه:

از تمام گناهان انسان       
         مدرن چشم را بست
اما نجواهای شبروان را
 بر طابوت بدون
          جنازه ای که
هرشب مردی با ناقوسی از همیشه های
چشمان ترک خورده اش
نگاه سردی بر او می انداخت
                  ... آویخت
اما باز جسدی که بر تخت 67 لمیده
دهانش تشنه خمیازه است
    .. نگاهی دودوار بر سایه مردی در آب
     زلالی آب ربوده شد که مرد هنوز دشنه اش
     به آخرین خان گرده اش تجاوز نکرده بود
درست مثل پرواز شبپره ی چراق بی فروق
       همسایه مرده اش بودکه بازصدای
  ترک خوردن کاسه ی چشمش
       رویایش را ربود
  صندلی را از آخرین انگشت پایش ربودند
        خوابش از شیار ترک چشمش
به باور پرتاب شده است.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 143999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها