X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1383
وزن بی وزنی

خیابان ها از اتوبوس ها جا میمانند
من از تو
پیاده رو میرود لای چرخ های اتوبوس.
شعری که سکته های بلندی میطلبد
تا به ایستگاه بعدی برسد...غژژژژژژژ

این شعر چرند مال روزبه صدر آرای چرند بود که هر روز با فراست چرند(کچل هم هست) و حاجی قاضی چرند و یک جماعت چرند دیگه توی کافه چرند نشر چشمه جمع میشن.
این هم یک شعر چرند ازخودمه که با خود چرندم همیشه توی خونه چرندم جمع میشم و شعر چرند میگم و کتاب چرند میخونم
در ضمن این شعر چرند هنوز تموم نشده.و از بس که چرنده تقدیمش میکنم به چرند ترین آدم روی زمین وحید محمودیان
حالا نمیفهمم اینو شنیدم یا سرودم.وزنشم وزن بی وزنیه.:

آسمان ابر سیاهست چرا؟
سینه اش تشنه آهست چرا؟
این زمین بی رخ مردست کنون
بی یکی رهرو راهست چرا؟
نه کسی نغمه بر آرد ز ساز دل خویش
گریه مرد گناهست چرا؟
من به بیداری و خواب..در دلم صد تب وتاب
آتش و خرمن کاهست چرا؟
.....بقیه ش هنوز سروده نگردیده.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 143999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها