X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 19 تیر‌ماه سال 1383
طلسم

سلام عزیزانم.درود بر شما.هیجده تیر هم رفت و هی مارو تو خیابون گشتن.چند شبه که پلیسا همش به من گیر میدن.منم همون کاری که دلم بخواد رو میکنم.اگر کسی گیر میده بده.من که از گیر نمیترسم.چند بار تاحالا مارو الکی الکی گرفتن.حالا که میگیرن..پس بزار یه کاری بکنیم که این برادرا خدایی نکرده به قول ما کرمونیا شوق ذمه...یا همون مشمول الذمه ما نشن.روز قیامت جواب ندن.ولی اهل خلاف نیستیم چیکار کنیم؟ماشین نداریم که باهاش تند بریم..دوست دختر نداریم که در کلانتری دستشو بگیریم و از جلوی بنر الگانس ردش کنیم.عرق مرق هم که سرش گرده و دیگه اهلش نیستم.سیگاری هم که نبودم که حالا برم گراس بزنم.شاید واسه همین حیجان زندگیمون کمه.ریدم توی این زندگی ان مزخرف.زخم هایی هست که اسمشان روح آدم است و زندگی آدم را میخورد و میتراشد.مدتیه که هرشب خواب عجیب غریب میبینم.بهتره در مورد بعضیاش صحبت نکنم.ولی خوب..یکیش خواب چند تا روح گر و گنده تو اتاقم بود..بدیش این بود که اینا واقعی بود.یعنی اگر رویا و خواب فرقی داشته باشن،اینا رویا بوده نه خواب.همه خانواده بجز برادرم اومدن تهران.محفل گرم خانوداگی برقرار است.خوب باید ازین بابت خدا رو شکر کرد.خانوداه من یکی از بهترین خانوداه هایی است که تاحالا دیدم.ولی من چی؟من دو سه سال است که دارم تنها زندگی میکنم.در واقع اگرم اسما تنها بودم و رسما همیشه یه کسی..یا یه کسایی..برو بچه های کرمون..بچه های دانشگاه..نمیدونم..هرکی..پیشم بوده...بازم با خانوداه که نبوده ام.رفتار های اونا جور دیگست و من جور دیگه.چرا؟خوب معلومه.چون اینجا و توی این تهرون آدم باید حساب همه چی دستش باشه.چقدر چی مصرف شد..کی چقدر تلفن حرف زد..کی چیکار کرد..اگه امشب ده تا اس ام اس بدم..فردا میتونم فیش موبایلم رو بدم؟اگه الان شیر بخرم،تا سه روز دیگه که میرم کرمان میتونم بخورمش..یا باید بریزمش بیرون؟پولش که جای خود..نمیتون بگم مهم نیست..چون من واسش زحمت نکشیدم..پول پدر و مادرمه.ولی حالا پولش به کنار..باید بریزمش بیرون که از دید خودم اینکار خیلی زشت و بده و ناشکریه و برکت رو از خونه و یخچال آدم میبره.امروز فهمیدم که منو طلسم کردن.من به طلسم و دعا و اینا اعتقادی نداشتم.ولی الان دارم.یادمه یه فالگیر گفت برو توی خونه گرد دور خودت ادرار کن که طلسمت باطل شه.یه دختر هم از بچه های دانشگاه در مورد یه نفر که میگفتن طلسم شده گفت باید یه قطره ادرار خودشو بریزه روی سرش.من خیلی از حرفای این دخترو قبول داشتم ..این حرفشو هم.ولی الان که واسه خودم پیش اومده..نکه بدم بیاد یا چندشم بشه..نه این فوفول بازیا نیست...میترسم ازین کار.اصلا نمیدونم منو طلسم کردن؟اصلا کی میاد مارو طلسم کنه؟واسه چی حالا بیاد یکی پیدا شه مارو طلسم کنه؟حالا اگه همه اینا درست باشه از کجا معلوم ادرار من فاییده ای واسه طلسم شکستن داشته باشه؟اصلا اگر طلسمو بشه با شاشیدن بشاشی بهش و از بین بره که دیگه طلسم نیست...دست آخر..حالا ما گفتیم بدمون نمیاد و فوفول نیستیم..این شاش هزار تا کثافت و مکروب توشه.اگر من اینو بریزم رو سرو م بیماری پوستی بگیرم جی؟اگر اسیدی باشه و پیاز موهام رو بسوزه چی؟اگر نفوذ کنه چی؟اون موقع افکارم رنگ و بوی ادرار میگیره.نتیجش هم اینه که باید برم شیطان پرست بشم و سیتانیست.بعدش هم برم موهامو بزارم بلند شه..البته اگر پیازش نسوخته باشه و هر روزم سرمو بکنم تو بشگه روغن سوخته اوس غلام آپارتی.بعدش برم یه صلیب بر عکس آویزون کنم..ابروهامو ور دارم ومثل اوبی ها بشم. ناخون کوچیکامو لاک سیاه یزنم و به خودم هر روز هزار من اسکلت و ستاره و چیو چیو چی از جنس نقره و استیل و مس و سرب و برنج و حلبی بچسبونم و لباس سیاه بپوشم.همش هم بزور اخم کنم و ساعت یوازده و نیم شبم اگه میام بیرون عنک آفتابی رو بکنم تو موهام ..اونجایی که پیازش سوخته.بعدش هم برم جوینت و اکس و ال اس دی و پنیر بزنم.همه جا بگم شیطان پرستا با جنس مخالف مخالفن و من هم با اینکه با جنس مخالف مخالفم برم دو سه تا دختر بچه سوم راهنمایی که عاشق این قیافه هان رو خر کنم.بعدش هم یه گهی سر این دخترا بار بیاد و قضیه ان بشه و بابا ننه دخترا بیان سراغ ما و تو کلانتری از ما شکایت کنن.شاید اینطوری پلیس بیاد ما رو بگیره...و ایندفعه راستی راستی یه کاری کرده باشیم و مارو گرفته باشه.

ضمیمه :
کنکور که گدشت...یاد شعری افتادم  که  اون موقع ها در مورد کنکور گفته بودم
  

کنکورنداده ای که بدانی چیست        این قول ندیده ای که بگویی کیست
گر زمانی بدام او افتی                  زگرانی آن بخود بخواهی ریست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 143999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها