X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1383
هر پایانی حامل‌ آغازیست.

سلام.رفتیم سرتخت و اومدیم.جاتون خالی.بچه ها برگشتن تهران.چند وقته که دلم میخواد زندیگمو برگردونم عقب..و این دو سال رو از اول شروع کنم.با دانش و بینشی که الان نسبت به گدشته دارم.چه میشه کرد.خیلی دلم میخواد میشد خیلی چیزا رو از اول شروع کرد.به قول معروف...خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا  گه زده میشه به دیوار.بهر حال ..شاید یه پایان چیز بدی نباشه.شاید هم خوب باشه.بهرحال گذشت روزایی که من دوست داشتم اینجا..واسه این هشت هزار نفری که  تا حالا نوشته هامو خوندن و نظر دادن بنویسم.الان به چیزای دیگه ای فکر میکنم.به اینکه کی درسم تموم میشه.فوق لیسانش رو کی و چه گرایشی شرکت کنم..و اینکه کرمان زندگی کنم یه تهران.چقدر از وقتمو باید به خونوداده اختصاص بدم..جوونی بکنم یا نه.توی خودم باشم یا برم توی جمعیت..با آدما آشنا بشم یا نشم..خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟و خیلی چیزای دیگه....دیگه دلم نمیخواد برم توی چت و اینهمه آدمو ببینم که منو با اسم علی شپش و به عنوان یه دلقک لات وبد دهن میشناسن.باید گذر کرد...آدم بعضی وقتا لا زمه یه چیزایی رو از دست بده..تا به یه چیزایی برسه.حوصله حرف زدن ندارم.شما هم حتما حوصله این چس ناله  های منو ندارین.من  و نوشته هامو توی این دوسال تنها نذاشتین.ممنونم..در پناه حق باشید.خدا نگهدار.
در ضمن یه احمقی هنوز چرند مینویسه.و دلش میخواد کسایی که احمقن برن و چرندیاتش رو بخونن.لینکش سمت راست زیر قسمت آرشیو نداریم هست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 143999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها