X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 15 دی‌ماه سال 1384
روشنگری در پالتاک

آقایون خانوما سلام.دور از جون شما اینجانب میرض شدم سفت!یعنی بدنم درد میکنه انگار که ورزش کرده باشم.فکر میکنم تب هم دارم.در نتیجه اگر چرندی عرض کردم شما خم به ابروی مبارک نیارید که عمدی نبوده.برعکس چرند های قبلی که عمدی یا حد اقل به قول حقوقی ها شبه عمد بودن.

 دیگه اینکه دیروز پریروز ما رفتیم در روم حضرات سکولار پالتاک ببینیم روشنفکرهای خارجی مخوان بیان چه گلی به سر ایران بزنن.آقا فحش بود که میومد.از فحش به ه خدا و پیغمبر و دین و امام علی و امام حسین بگیر تا امام خمینی و رهبر و احمدی نژاد.گویا قرائت اینها از سکولاریسم این بود و ما نمیدونستیم.از این که چرا خودمم معنی واقعی سکولار رو نمیدونم و همیشه فکر میکردم یه چیزی تو مایه های آزادی و برابری و ایناست ، البته من به عنوان یک دانشجوی سال آخر حقوق متاسف شدم ، اما به عنوان خودم نه. چندان هم متاسف نشدم.آره خلاصه اگه توی یاهو بود همشون رو بوت میکردم اما اونا خودشون یه بوتر داشتن بهش میگفتن ادمین هی ملتی رو که عقیده مخالف داشتن رو قرمز میکرد.قرمز میکرد یعنی نمیزاشت حرف بزنن.من هم فهمیدم چیکار کنم.گفتم شما اگر میخواد بحث در مورد بودن دین در کشور بزارین دیگه دین رو نباید زیر سوال برد.تنها راه اینه که باید بگیم که دین چه خوب و چه بد ما کاری به کارش در حکومت کردن نداریم. دیدم دست زدن و تایید کردن.

 یه نفرم بود که پیامبر رو با چنگیز خان مقایسه میکرد به همه هم فحش میداد.من خودم بدم نمیومد اگه اینجا بود به دلیل صب النبی بکشمش بره خونش از هدریت بالقوه به هدریت بالفعل در بیاد.چون کسی که پیامبر رو زیر سوال بره مهدور الدمه.نگید این تنها در ایران و اسلام هست و چه قانون بد و وحشیانه ای ما داریم در جوابتون میگم که در کشور های اروپایی اگر شما هولوکاست رو زیر سوال ببرید و بگید شیش ملیون یهودی کشته نشد احساسات یهودیای پولدار دنیا رو زیر سوال بردین و میرین آب خونک خوردن تو زندون.و این درحالیکه در ایران اعدام یه امر عادیه و در اونجا زندان هم چندان عادی نیست.آره گفتم چند نفر مارو تایید کردن من یه دفعه شروع کردم به ور زدن و گفتم اگه شما میگید در حکومت نباید دین باشه...پس دین یهودیم نباید باشه.اگر دین بده پس اسلام فقط بد نیست یهودیدت هم بده.پس ارض موعودی که اسراییل اونرو بهانه میکنه چه توجیهی داره.

بعد گفتم در هولو کاست اون تعداد یهودی کشته نشدن که البته من دلم میخواست جدا کشته شده بودن. مارو قرمز کرد انداخت پایین از روی تاک.منم صبر کزدم قرمزیم که تموم شد نوشتم مرگ بر آزادی.گفتم شما تا وقتی عقیده مخالف رو تحمل میکنید که مخالف نباشه.بعدم مارو بنوس کردن انداختن بیرون.یعنی تا دو سه روز نمیشد رفت توی روم.طوری هم نیست.یک نفر به من پی ام داد گفت این پتیاره ای که رییس روم هست واسه اینکه بتونه پناهندگی بگیره خودشو مسیحی کرده.نمیدونم خلاصه.ما که اهل کار سیاسی و حرف سیاسی نیستم اما معلوم شد حرفهامون یا خیلی چرت بوده یا بلاخره مخالفت جدی محسوب میشده.البته من فکر کنم هردوتاش بود.هم خیلی چرت بود هم مخالفت جدی.دلیلش هم این بود که حرفهای اکثر اونها هم خیلی چرت بود و در نتیجه ما در یک سطح توان مخالفت با همدیگه رو داشتیم.

دیگه آمپرم رفت بالا و بهتره بحث رو ادامه ندم.حالا یه تست مطرح میکنم : این نوشته از کیست؟

برف آرام آرام بارید و همه جا را سپید کرد . مردم تند تند آدم برفی درست کردند . کوه تند تند ریزش کرد . مردم تند تند فرار کردند اما آرام آرام مردند . دیگران تند تند جنازهایشان را پیدا کردند و آرام آرام دفنشان کردند . آرام آرام فاتحه خواندند و تند تند سر زندگیشان برگشتند . هنوز هم برف آرام آرام می بارد و مردم تند تند زندگی می کنند .

 

 الف - سوپر ماریو       ب-خودم  ج-یک پرونده برای دو نفر ماتولا     د - باربا پاپا 


همونطوری که حدس زدید جواب هیچکدام درست است که در گزینه ها نبود.چون این یک بخش از نوشته ای است مربوط به پوریا رفیقم که دوباره پس از به قول خودش انرژی جمع کردن به وبلاگ حمله کرده و  ظاهرا موفق هم شده.

دیگه حرفی ندارم.خداحافظ.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 144069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها