X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1384
چرا مینویسم

اینایی که توی نوشته قبل گفتم ناشی ازحس درونی بود.گفتم نمیتونم ننویبسم.و این احساسی بود ..نه عقلی.عقلم میگفت ننویس

کل ما حکم به شرع حکم به عقل.و کل ما حکم به عقل حکم به شرع. یعنی شرع عم میگه همون چیزایی که عقل میگه.

بهر حال عقلم الان داره میگه بنویس.علتش هم این نوشته داداشیو است.با خوندن این چرندیات داداشیو فهمیدم که حد اقل یک نفر بی مزه تر و مبتذل تر از من و جود داره و به خودم امید وار شدم.

------------>

۱. عکس شناسنامه وبلاگ این جونور دوباره عوض شده. تو هر هفته باید یه بار ثبت احوال و عکستو عوض کنی؟ اون یارو که دستش اونجاش بود خیلی بهتر حکایت وجودتو میکرد تا این عکس واقعی خودت.
پنج. شنیده بودم بعضیا با خودشون حرف میزنن ولی ندیده بودم کسی با خودش بنویسه.
IX. اینم شماره گذاری بوستان یونان.
2. این یکی هم مال اون اجانب تخمی. ببخشین هسته ای
sex. میگن عدد ششم حروف الفباست.
واحد. خوب حالا شروع کنم جواب این یارو رو بدم که داره خفه میشه. آقا بگو ببینم داری تو چی خفه میشی؟ بعدش هم دسته ام رو بگیر و خودتو بکش بیرون. یه حموم اسیدی هم برو تا بوی این مرداب از تنت دور بشه.
اثنی عشر. این اون اثنی عشری که شما فکر میکنین نیست. یه جور دیگشه. یعنی جاش توی شکم بعد از معده نیست. جاش توی شلوار بعد از جوراب هست.

ببین جونور. با زبون خوش بهت میگم. اگه تو اینجا چرت ننویسی اون وقت من مجبور میشم که اراجیف توی وبلاگ تلمبه کنم که اون وقت آبروی پدرم هم میرم. پی دیگه بیخیل خفگی بشو. همیشه هم یه تلمبه اکسیژن داشته باش واسه مواقع ضروری تا بکنیش توی دماغت و خفه نشی.
زت زیاد. مرت گرم. عیشت نوش. چیزت هوا.
قوربوست داداشیو


(میتونی این اراجیف منو از توی کامنت بذاری توی پست وبلاگت تا ......... فردا خدا حافظ)

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 144069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها