X
تبلیغات
رایتل
شمن
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1385
ان فریبنده

سلام.خوبید؟اگه نیستین برید دکتر.

یه شعر دارم در مورد ان فریبنده

آهایی ...نیا نیا نیا نیا

ای ان فریبنده نیا..بیرون نیا...بیرون نیا

کسی انتظار تو  را نمیکشد اینجا.ای بد بوی متعفن.

تو من را فریفتی...

امیدم را به بهای خود نمایی و آزادیت  فروختی...

یاس را در دلم جا دادی...

نیا نیا نیا..

من انتظار تو را نمیکشدم.

حس کردم که  اگر  باز کنم در را ...

دوست عزیزم بیرون میاید..

دوستم بیرون میاید.

دوستی که چون بادست...سبک ..رها...

و اگر او میامد...من و خودش راحت میشدیم.

ای ان فریبنده بدان که تو را رهایی نخواهد بود.

گرکه از دلم   روی بیرون...جای تو چاهست..چاهست...چاه.

پس دیگر خودت را جا مزن 

به  جای آن رایحه ی  رهای بلند پرواز 

که هر زمان که بخواهد...هرجا که بخواهد.

روز ..شب...نیمه شب..در خانه..در کلاس و حتی در نزد معشوقه ام

با شادی رهایش میکنم.

با صدا و بی صدا !

فرق نمیکند...

ففررررررررررررررت!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 144069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها